محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

262

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

قرار استوار داشته جنگى در پيوستند كه جلاد فلك بعزم تماشا با خيل ملك از آسمان متوّجه زمين گشتند و تا رسيدن خان هرات ، نام بسيارى از دليران شجاعت سمات را از لوح وجود درنوشتند و باقى عنان معاودت منصرف ساخته بهزار جهد خود را بملازمت خان رسانيدند . [ و ] كيفيت معروض داشتند و حاكم هرات ازين اعراض ، خواست كه خود را بخصم رسانيده كارى بسازد يا آنكه خود را نيز در عرصهء هلاك اندازد . جمعى كه با او بودند او را ازين اراده گذرانيده عنان عزيمتش « 1 » از صوب آن مقصد منصرف گردانيدند اما بغاية الغاية پريشان و آزرده ، نى زنده و نى مرده باز گرديده ناچار دل بر مفارقت نواب شاهزاده نهاد و به حكم اليأس احدى الراحتين ، از سعادت ملازمت مأيوس گشت . فقامت عليه القيامة و حلّت فيه الحسرة و الندامة ، راه دار السلطنهء هرات پيش گرفت با حسرت و ندامت دمساز گرديد و عمرى به افسوس و دريغ گذرانيده بساط للگى شاهزادهء جلالت مناط را در نورديد . اما مرشد قليخان چون بمساعدت بخت سعادت‌نشان ، و معاونت طالع دولت اقتران اين نوع مهمّى نمايان از پيش برد ، روى خضوع و خشوع بر خاك نهاده بسجدات شكر الهى و سپاس فيض فضل نامتناهى قيام و اقدام نمود و در ركاب سعادت ارتكاب شاهزادهء سپهر جناب ، لواى توجه بصوب مشهد معلى برافراشت و بعد از قرب وصول چون اين خبر سعادت اثر به گوش ساكنان آن بلدهء فردوس رتبه رسيد ، سادات رفيع الدرجات و خدام آن آستانهء عظيم البركات و علماء و افاضل و اكابر و اشراف ملكى خصايل و جمهور سكنه و عموم متوطّنهء آن مقام لازم الاحترام با علمهاى سبز خضر مثال ، بلوازم استقبال مسارعت لازم داشتند و با نثار بسيار و پيشكش بيشمار از نقود و اجناس و اشياء نفيسهء بيحد و قياس ، بشرف بساط بوسى شاهزادهء سكندر اساس سرافراز گرديدند و نواب شاهزادهء عالميان و خان فلك قدر عاليشأن نسبت

--> ( 1 ) - م : عزتميش را .